نامه هاي عاشقانه2
برای باور بودن , کسي بايد باشه . . . بايد
گاه با خود مي انديشم , اگر عشق نبود واقعا زندگي چقدر غير قابل تحمل مي شد و زندگي بدون عشق چقدر سخته
شک ندارم خدا هم عاشق بوده که حيات رو آفريد , و البته هنوز هم , هر تولدی که رخ ميدهد گواهي است بر اين عشق الهي
فکر مي کنم اکثر ما مردها دارای غرور هستيم , غروري که در سرتاسر زندگی در حفظ و پاسداري ازآن تلاش مي کنيم , مبادا خدشه اي بر آن وارد آيد و جالب اينکه امثال من در مسير زندگي دنبال کسي مي گردند تا همين غرور را در پيش قدمهايش قرباني کنند . کسي که قابل اعتماد باشد و ارزش اين تحفه ناقابل را بداند .
" واي بر من گر تو آن گم کرده ام باشي . . . "
بزرگي مي گفت : روز حساب فقط لحظاتی از زندگيت را مورد محاسبه قرار ميدهند که عاشق بوده ای , من اين را باور دارم
در زمانه ما بسيارند کساني که به دنيا مي آيند و ميميرند بدون اينکه حتي لحظه ای عاشق بوده باشند عشق برای آنها مفهومي جز يک بازي ندارد .
بيا تا قدر سهم خود , از زندگي را بدانيم .
يه روز ميدونم بي خبر
سرزده از راه ميرسي
چو خسته ازبيدارشب
باصبح فرداميرسی
وقتي رسيدی خونه ام
باز از تو گل بارون ميشه
صاحب خونه پيش تو
ناآشنا مهمون ميشه
وقتي بياي تو , چهلچراغون ميشه باز روباره
بارون عشقم رو تن خسته تو مي باره
طاق گل بنفشه من سر راهت مي بندم
پيرهن صورتي رو تو تن تو مي پسندم
تا بعد . . .
