محرم -آتشم زدند
معراج چشمهاي شما
اين اشكها به پاي شما آتشم زدند شكر خدا براي شما آتشم زدند
من جبرئيل سوخته بالم،نگاه كن معراج چشمهاي شما آتشم زدند
سرتا به پا خليل گلستان نشين شدم هرجا كه در عزاي شما آتشم زدند
ازآنطرف مدينه وهيزم ، از اين طرف با داغ كربلاي شما آتشم زدند
بردند روي نيزه دلم را وبعدازآن يك عمر در هواي شما آتشم زدند
گفتم كجاست خانه خورشيد شعله ور گفتند بورياي شما، آتشم زدند
ديروز عصر تعزيه خوانان شهرمان همراه خيمه هاي شما آتشم زدند
امروز نيز نيروعمان ومحتشم با شعر در رساي شما آتشم زدند
سيدحميدرضا برقعي